سست کوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سست کوش . [ س ُ ] (نف مرکب ) کاهل : نبودیم از این پیشتر سست کوش کنون گرمتر زآن برآریم جوش . نظامی (شرفنامه ص ٤٣٥). کشش جستن از مردم سست کوش جواهرخری باشد از جوفروش . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سست کوش . [ س ُ ] (نف مرکب ) کاهل : نبودیم از این پیشتر سست کوش کنون گرمتر زآن برآریم جوش . نظامی (شرفنامه ص ٤٣٥). کشش جستن از مردم سست کوش جواهرخری باشد از جوفروش . نظامی .