سطر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سطر. [ س َ ] (ع مص ) نوشتن . (ترجمان القرآن ) (آنندراج ) (غیاث ). نبشتن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ بریدن بشمشیر. یا عام است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ افکندن بر زمین . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ (اِ) رسته و صنف . (غیاث ). رسته . (منتهی الارب ). رسته از هر چیز. (اقرب الموارد). ◄ سطر کتاب . (غیاث ). یک خط نبشته یک رده نبشته . (فرهنگ فارسی معین ). خط. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ) : نقابی است هر سطر من زین کتیب فروهشته بر عارض دلفریب . سعدی . هرچند نیست درد دل ما نوشتنی از اشک خود دو سطر به ایما نوشته ایم . صائب . سطرها کی راست آید چون کجی در مسطر است . (از مجموعه ٔ امثال چ هند).