سعدی | بوستان | باب اول در عدل و تدبیر و رای | بخش ۲۴ - گفتار اندر بیوفائی دنیا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
جهانای پسر ملک جاوید نیست ز دنیا وفاداری امید نیست نه بر باد رفتی سحرگاه و شام سریر سلیمان علیهالسلام؟ به آخر ندیدی که بر باد رفت؟ خنک آن که با دانش و داد رفت کسی زین میان گوی دولت ربود که در بند آسایش خلق بود به کار آمد آنها که برداشتند نه گرد آوریدند و بگذاشتند