سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هشیار سری بود ز سودای تو مست خوش آنکه ز روی تودلش رفت ز دست بیتو همه هیچ نیست در ملک وجود ور هیچ نباشد چو تو هستی همه هست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هشیار سری بود ز سودای تو مست خوش آنکه ز روی تودلش رفت ز دست بیتو همه هیچ نیست در ملک وجود ور هیچ نباشد چو تو هستی همه هست