سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گر زخم خورم ز دست چون مرهم دوست یا مغز برآیدم چو بادام از پوست غیرت نگذاردم که نالم به کسی تا خلق ندانند که منظور من اوست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گر زخم خورم ز دست چون مرهم دوست یا مغز برآیدم چو بادام از پوست غیرت نگذاردم که نالم به کسی تا خلق ندانند که منظور من اوست