سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گفتم شب وصل و روز تعطیل آمد کان شوخ دوان دوان به تعجیل آمد گفتم که نمینهی رخی بر رخ من گفتا برو ابلهی مکن پیل آمد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گفتم شب وصل و روز تعطیل آمد کان شوخ دوان دوان به تعجیل آمد گفتم که نمینهی رخی بر رخ من گفتا برو ابلهی مکن پیل آمد