سعدی | دیوان اشعار | ملحقات و مفردات | تکه ۲۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر شبی با دلی و صد زاری منم و آب چشم و بیداری بنماندست آب در جگرم بس که چشمم کند گهرباری دل تو از کجا و غم ز کجا؟ تو چه دانی که چیست غمخواری؟ آگه از حال من شوی آنگاه که چو من یک شبی به روز آری