سعی کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانکوشیدنمترادفها و واژههای مرتبطتلاش کردن، کوشیدن، اهتمام ورزیدن، جدیت به خرج دادن، کوشش کردن، جهد کردنواژه قبلی: سعیواژه بعدی: سفارت