سفارت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(س رَ) [ ع. سفاره ] ۱- (اِمص.) میانجی گری، وساطت. ۲- شغل و وظیفه سفیر.مترادفها و واژههای مرتبطایلچیگریرسالت، میانجیگریقنسولگری، سفارتخانهواژه قبلی: سفادواژه بعدی: سفارتخانه