سفال
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(سَ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) پست شدن، بی قدر گشتن. ۲- (اِمص.) پستی، دنائت.
(سُ یا س) (اِ.) ۱- گل پخته. ۲- هرچیز که از گل ساخته باشند.
(سُ) (اِ.) پوست گردو، پسته، بادام، فندق و پوست انار خشک.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(سَ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) پست شدن، بی قدر گشتن. ۲- (اِمص.) پستی، دنائت.
(سُ یا س) (اِ.) ۱- گل پخته. ۲- هرچیز که از گل ساخته باشند.
(سُ) (اِ.) پوست گردو، پسته، بادام، فندق و پوست انار خشک.