سفته گوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سفته گوش . [ س ُ ت َ / ت ِ ] (ص مرکب ) شخصی را گویند که گوش او سوراخ باشد. (برهان ) : من آن سفته گوشم که خاقان چین ز ناسفتگان کرده بودم گزین . نظامی . ◄ کنایه از فرمان بردار و قبول کننده و مطیع و تابع و غلام . (برهان ). غلام و کنیز و مطیع. (غیاث ). غلام که حلقه بگوش نیز گویند. (رشیدی ). کنایه از مطلق محکوم و مطیع و اکثر اطلاق آن بر کنیز و غلام کنند. (آنندراج ) : روز و شب سالکان راه تواند سفته گوشان بارگاه تواند. نظامی . دو شخص ایمنند از تو کائی بجوش یکی نرم گردن یکی سفته گوش . نظامی (شرفنامه ص ٦٣). من همان سفته گوش حلقه کشم با خود از چین و با تو از حبشم . نظامی . سفته گوشی چو در ناسفته در فروشی بهای جان گفته . نظامی . ◄ (اِمرکب ) گوش ِ سوراخ کرده . (برهان ).