سفته
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(س تَ یا تِ) (ص.) ۱- ستبر، غلیظ. ۲- محکم. ۳- جامه هنگفت و ستبر.۴ - (اِ.) تیر، پیکان نوک تیز.
(سُ تَ) (ص مف.) ۱- سوراخ کرده. ۲- کنایه از: سخن تازه.
(سُ تَ یا س تِ) (اِ.) ۱- سندی که به موجب آن مقدار بدهی و زمان پرداخت آن معین میگردد. ۲- دشت، اولین فروش کاسب.