سفرکردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانرهسپارشدن، راهی شدنمترادفها و واژههای مرتبطمسافرت کردن، مسافرت رفتن، سفر رفتن، کوچیدن، مهاجرت کردن، هجرت کردن ≠ مقیم شدنواژه قبلی: سفرواژه بعدی: سفسطه