واژه جو

سفسار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سفسار. [ س ِ ](اِ) سمسار که دلال باشد. (برهان ) (از آنندراج ). سپسار. عربی «سمسار». میانجی میان بایع و مشتری . ج، سماسرة. (منتهی الارب ) (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).

معنی سفسار | واژه جو