سفوف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- آرد بیخته. ۲- هر داروی کوبیده که خشک مصرف کنند.واژه قبلی: سفهاءواژه بعدی: سفچ