سفیر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداننماینده، فرستادهمترادفها و واژههای مرتبطایلچی، رسول، فرستاده، میانجی، نماینده سیاسیواژه قبلی: سفیدرودواژه بعدی: سفیرکبیر