واژه جو

سقزلو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سقزلو. [ س َق ْ ق ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان بهی بوکان شهرستان مهاباد، دارای ١٦١ تن سکنه و آب آن از زرینه رود است . محصول آن غلات، چغندر، توتون حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).

معنی سقزلو | واژه جو