واژه جو

سقسقه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سقسقه . [ س َ س َ ق َ ] (ع مص ) سرگین افکندن مرغ . ◄ با همدیگر بنوبت شعر خواندن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ بانگ پریدن بنجشک . (مهذب الاسماء).

معنی سقسقه | واژه جو