واژه جو

سقیروس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سقیروس . [ س َ ] (معرب، اِ) اسقیروس . یونانی «اسکیروس » (تهبج سرطانی ). رجوع به اسقیروس شود. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). به لغت یونانی هر ورم و آماس صلب و سخت . (برهان ) (آنندراج ). صلابت . (بحر الجواهر).

معنی سقیروس | واژه جو