واژه جو

سقیه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سقیه . [ س ُق ْ ی َ ] (اِخ ) دهی از دهستان زمج بخش ششتمد شهرستان سبزوار، دارای ٢٧١ تن سکنه و آب آن از رودخانه است . محصول آن غلات، پنبه، میوه جات و شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است . راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).

معنی سقیه | واژه جو