سق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ قّ) (اِ.) (عا.) سقف دهان، کام. ؛~ کسی را با چیزی برداشتن سخت عادت داشتن شخص به آن چیز.مترادفها و واژههای مرتبطسقفدهان، کام، نرمکامواژه قبلی: سفیهیواژه بعدی: سق زدن