واژه جو

سلاح شوری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(~.) [ ع - فا. ] (حامص.) نک سلحشوری.<br>

فرهنگ فارسی معین

(~.) [ ع - فا. ] (حامص.) نک سلحشوری.

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سلاح شوری . [ س ِ ] (حامص مرکب ) فن سپاهیگری داشتن . عمل سلاحشور : تو در این خانقاه قلب این سلاحشوری می کنی . (کتاب المعارف ).

معنی سلاح شوری | واژه جو