سلجوقیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلجوقیان . [ س َ ] (اِخ ) سلاجقه . خاندانی ترک که از ٤٢٩ هَ .ق . تا ٧٠٠ هَ .ق . در آسیای غربی سلطنت کردند ظهور این خاندان در تاریخ اسلام از وقایع بزرگ و بمنزله ٔ شروع دوره ٔ جدیدی است . مقارن ابتدای استیلای این قوم خلافت دچار ضعف شده بود و هیچیک از سلاطین در این ایام قدرت آنکه کشورهای اسلامی را تحت یک حکومت درآورند نبود. بلکه این ممالک زیردست سلسله های متفرقی سر میکردند فقط فاطمیان را باید از این حکم مستثنی دانست . ولی ایشان هم اگرچه دولتی بزرگ داشتند با خلفای عباسی در حال صفا نبودند بلکه مدعیان آن خاندان محسوب میشدند سلجوقیان از ترکمانان بدوی و در آغاز بی علاقه بزندگی شهری و تمدن و دین بودند. و چون اسلام آوردند براثر سادگی طبع در این راه دچار تعصب شدند و بسبب همین حس بمدد دولت و خلافتی که رو بمرگ میرفت شتافته آن را احیا کردند. سلاجقه به ایران و الجزیره و شام و آسیای صغیر هجوم آوردند و این بلاد را بباد غارت دادند و هر سلسله ای را که در راه خود دیدند برانداختند در نتیجه آسیای اسلامی را از اقصی حد غربی افغانستان تا ساحل بحرالروم تحت یک حکومت آوردند و با دمیدن روح غیرت و تعصبی در مسلمانان عساکر روم شرقی را که مجدداً بتعرض بلاد اسلامی پرداخته بودند عقب زدند. و بر اثر همین کیفیات نسل متعصب جنگجوی جدیدی پیدا شد که بیشتر مغلوبیت صلیبیان عیسوی نتیجه ٔ دلاوری ایشان است، و همین مسایل است که بسلاجقه در تاریخ اسلام مقامی بلند داده است . سلجوقیان فرزندان سلجوق بن تقاق (دقاق ) از رؤسای ترکمانان غز هستند. وی در خدمت یکی از خانان ترکستان سر میکرده و از دشت قرقین با همه قبیله ٔ خود بطرف جند و از آنجا به بخارا کوچ کرده و در این سرزمین او و قبیله اش با شوق تمام قبول اسلام کرده اند. سلجوق و پسران و نوادگان او در جنگهایی که بین سامانیان و امرای ایلک خانیه و سلطان محمود غزنوی اتفاق می افتاد شرکت می جستند و طغرل بیک و برادرش جغری بیک بتدریج تا آنجا قدرت یافتند که به ریاست قبیله ٔ ترکمانان خود به خراسان هجوم بردند. و پس ازآنکه چندبار غزنویان را مغلوب کردند شهرهای مهم کشور آنان را مسخر کرده جای ایشان را در آن دیار گرفتند. در سال ٤٢٩ هَ .ق . امام جماعت مرو خطبه را بنام جغری بیک داود خواند و او را سلطان السلاطین نامید و همین مراسم در نیشابور بنام برادرش طغرل جاری گردید بلخ و گرگان و طبرستان و خوارزم نیز بزودی بممالک سلجوقیه ضمیمه گردید و جبل و همدان و دینور و حلوان و ری و اصفهان هم متعاقب آنها در فاصله ٔ بین سنوات ٤٣٢ و ٤٣٧ ایشان را مسلم گشت . طغرل بیک در سال ٤٤٧ هَ .ق . به بغداد وارد شد و نام او با لقب سلطان در دارالخلافه بر منابر خوانده شد. قبایل ترک دیگر نیز بتدریج خدمت سلجوقیان را پذیرفتند و بدین ترتیب همه ٔ آسیای صغیر و متصرفات خلفای فاطمی مصر قبل از سال ٤٧٠ هَ .ق . تحت یک حکومت درآمد و فرمان سلاجقه را گردن نهادند. طغرل بیک و آلب ارسلان و ملکشاه بر جمیع این ممالک وسیع حکومت داشتند. ولی بعد از مرگ ملکشاه جنگهای داخلی بین برکیارق و محمد بروز کرد و شعب دیگر خاندان سلجوقی در نواحی مختلف سر باستقلال برداشتند. با این حال باز شعبه ٔ اصلی این خاندان تا مرگ سنجر اسماً بریاست کل شناخته میشد و سنجر آخرین تن از سلاجقه ٔ بزرگ است که با وجود منحصر بودن قلمرو او بخراسان تا سال فوتش یعنی تا تاریخ ٥٥٢ هَ .ق . عنوان ریاست سلاجقه را داشته . سلاجقه ٔ کرمان و عراق و شام و روم شعب عمده ٔ این خاندانند. ولی افراد دیگری نیز از سلجوقیان در آذربایجان و طخارستان و دیگر ولایات حکومت کرده اند در طرف مشرق دولت سلجوقی در مقابل حمله ٔ خوارزمشاهیان ازمیان رفت و در آذربایجان و فارس و الجزیره و دیار بکر سلسله های دیگری که آنها را امرای لشکری سلجوقی تشکیل می دادند و اتابکان خوانده میشوند جای مخدومان خود را گرفتند ولی در بلاد روم سلطنت سلاجقه تا حدود سال ٧٠٠ هَ .ق . که مقارن شروع قدرت ترکان عثمانی است باقی بود سلسله ٔ سلجوقیان بزرگ از ٤٢٩ تا ٥٥٢ هَ .ق . سلطنت کردند و اسامی شاهان آن از اینقراراست : رکن الدین ابوطالب طغرل بیک محمد جلوس ٤٢٩ هَ .ق . عضدالدین ابوشجاع آلب ارسلان محمدبن جغری بیک جلوس ٤٥٥ هَ .ق . جلال الدین ابوالفتح ملکشاه بن آلب ارسلان جلوس ٤٦٥ هَ .ق . ناصرالدین محمودبن ملکشاه جلوس ٤٨٥ هَ .ق . رکن الدین ابوالمظفر بر کیارق بن ملکشاه جلوس ٤٨٦یا ٤٨٧ هَ .ق . غیاث الدین ابوشجاع محمدبن ملکشاه جلوس ٤٩٨ هَ .ق . معزالدین ابوالحارث سنجر جلوس ٥١١ هَ .ق . فوت ٥٥٢ هَ .ق . این شعبه را خوارزمشاهیان منقرض کردند. سلجوقیان آسیای صغیر (روم ): این شعبه از سلجوقیان در آسیای صغیر از ٤٧٠ هَ .ق . تا ٧٠٠ هَ .ق . سلطنت کرده اند اسامی شاهان این خاندان از اینقرار است : سلیمان اول بن قتلمش جلوس ٤٧٠ هَ .ق . دوره ٔ فترت ٤٧٩ هَ .ق . قلج ارسلان داود جلوس ٤٨٥ هَ .ق . ملکشاه دوم جلوس ٥٠٠ هَ .ق . مسعود اول جلوس ٥١٠ هَ .ق . عزالدین قلج ارسلان دوم جلوس ٥٥١ هَ .ق . (قلج ارسلان تا ٥٥٨ حیات داشت ولی ممالک خود را چندسال قبل از این تاریخ بین پسران خود تقسیم کرد). قطب الدین ملکشاه دوم جلوس ٥٨٤ هَ .ق . غیاث الدین کیخسرو اول جلوس ٥٨٨ هَ .ق . رکن الدین سلیمان دوم جلوس ٥٩٧ هَ .ق . قلج ارسلان سوم جلوس ٦٠٠ هَ .ق . کیخسرو اول (مجدداً) جلوس ٦٠١ هَ .ق . عزالدین کیکاوس اول جلوس ٦٠٧ هَ .ق . علاء الدین کیقباد اول جلوس ٦١٦ هَ .ق . غیاث الدین کیخسرو دوم جلوس ٦٣٤ هَ .ق . عزالدین کیکاوس دوم جلوس ٦٤٣ هَ .ق . (با شرکت برادران خود قلج ارسلان سوم و کیقباد). رکن الدین قلج ارسلان چهارم جلوس ٦٥٥ هَ .ق . غیاث الدین کیخسرو سوم جلوس ٦٦٦ هَ .ق . غیاث الدین مسعود دوم جلوس ٦٨٢ هَ .ق . علاء الدین کیقباد دوم جلوس ٦٩٦ هَ .ق . عزل ٧٠٠ هَ .ق . این شعبه بدست مغول و ترکان عثمانی منقرض شد. سلجوقیان روم : رجوع به سلجوقیان آسیای صغیر شود. سلجوقیان شام : شعبه ای از سلجوقیان که از ٤٨٧ هَ .ق . تا ٥١١ هَ .ق . در شام حکومت کردند اسامی افراد این خاندان از اینقرار است : تتش بن آلب ارسلان جلوس ٤٨٧ هَ .ق . رضوان بن تتش در حلب جلوس ٤٨٨ هَ .ق . (دقاق بن تتش در دمشق از ٤٨٨ تا ٤٩٧) آلب ارسلان اخرس بن رضوان جلوس ٥٠٧ هَ .ق . سلطانشاه بن رضوان جلوس ٥٠٨ هَ .ق . این شعبه را اتابکان بوری و امرای ارتقی منقرض کردند. سلجوقیان عراق و کردستان : این شعبه از سلجوقیان از ٥١١ تا ٥٩٠ هَ .ق . در عراق و کردستان حکومت کرده اند و اسامی آنها از اینقرار است . مغیث الدین محمودبن محمدبن ملکشاه جلوس ٥١١ هَ .ق . غیاث الدین داود جلوس ٥٢٥ هَ .ق . طغرل اول جلوس ٥٢٦ هَ .ق . غیاث الدین مسعود جلوس ٥٢٧ هَ .ق . معین الدین ملکشاه جلوس ٥٤٧ هَ .ق . محمد جلوس ٥٤٨ هَ .ق . سلیمان شاه جلوس ٥٥٤ هَ .ق . ارسلان شاه جلوس ٥٥٦ هَ .ق . طغرل دوم جلوس ٥٧٣ هَ .ق . تا ٥٩٠ هَ .ق . این شعبه را خوارزمشاهیان برانداختند. سلجوقیان کرمان : این شعبه سلجوقیان از ٤٣٣ هَ.ق . تا ٥٨٣ هَ .ق . در کرمان حکومت کردند اسامی افراد آن از اینقرار است : عمادالدین قرا ارسلان قاوردبیک جلوس ٤٢٣ هَ .ق . کرمانشاه جلوس ٤٦٥ هَ .ق . حسین جلوس ٤٦٧ هَ .ق . رکن الدین سلطانشاه جلوس ٤٦٧ هَ .ق . تورانشاه جلوس ٤٧٧ هَ .ق . ایرانشاه جلوس ٤٩٠ هَ .ق . ارسلان شاه جلوس ٤٩٤ هَ .ق . مغیث الدین محمد اول جلوس ٥٣٦هَ .ق . محی الدین طغرل شاه جلوس ٥٥١ هَ .ق . بهرامشاه و ارسلانشاه دوم و ترکانشاه رقبای یکدیگر ٥٦٣ هَ .ق . محمدشاه دوم جلوس ٥٨٣ هَ .ق . این شعبه را ترکان غزاز میان برداشتند. ادبیات و علوم : در عهد سلسله ٔ سلجوقی ادبیات ایران رو بکمال رفت و گویندگانی مانند فخرالدین گرگانی، خیام، ناصرخسرو، انوری، قطران، برهانی، معزی، ازرقی، عبدالواسع جبلی، مختاری غزنوی و نویسندگانی مانند جلابی هجویری، محمدبن منور، گردیزی، مؤلف مجمل التواریخ والقصص، راوندی کیکاوس بن اسکندر و دانشمندانی مانند خیام، و عارفانی مانند باباطاهر، غزالی، سنایی و نجم الدین کبری ظهور کردند. ملکشاه و سنجر ادبیات را حمایت میکردند. وزیران آنان مانند عمیدالملک کندری و نظام الملک طوسی که خود اهل دانش و فضل بودند علما را احترام مینمودند. نظام الملک طوسی مدارس بزرگ نظامیه ٔ بلخ و نیشابور، هرات، اصفهان، بغداد و دیگر نقاط را دایر کرد. طریقه ٔ تصوف و شعر صوفیانه در این عهد رواج یافت . هنر:شاهان سلجوقی خود را حامی و مشوق صنعت معرفی کردند و بعضی از مهمترین شاهکارهای صنعتی و معماری ایران دریک قرن سلطه و حکومت آنان و دوره ٔ بعد بوجود آمده است . بعضی از دانشمندان معتقدند که معماری اسلامی ایران در زمان سلجوقیان بنهایت ترقی خود رسید و برخی از صنایع دیگر نیز مانند سفال سازی و نساجی در این زمان بدرجه ای ترقی کرد که در سراسر تاریخ ایران کمتر بدان حد رسیده . در این عصر معماری و دیگر صنایع نه تنهادر داخل ایران زنده شد و با عشق و ابتکار بسیار تعقیب گردید، بلکه فتوحات سلجوقیان اصول صنایع ایرانی را تا سواحل بحرالروم (مدیترانه ) و حتی شمال آفریقا بسط داد. از اینرو عناصر و آثار صنایع ایرانی تا قرنها بعد در صنایع مصر و سوریه دیده میشود. پس از شروع حکومت سلاجقه در ایران صنعت سفال ترقی عجیبی کرد که در سراسر دوره ٔ آنان ادامه داشت . گاه گاه سبکی نو و طرز عملی جدید به کار برده اند. در آغاز این عصر ساختن سفال در نتیجه ٔ صنعت و هنر سفال سازی است . و بعد به تزیین ظروف بیشتر اهمیت داده شده است در این دوره سفال یک رنگ با اشکال حیرت آور ساخته میشد و رنگهای مختلف مانند سبز، فیروزه ای، سرمه ای، بنفش و سفید نیز بکار میرفت . کاسه، انبیق، لیوان و ظروف دیگر دیده میشود که در زیر لعاب اشکال برجسته روی آن نقش گردیده ازاشیاء معروف این دوره ظروف شفاف است که در ری و کاشان ساخته میشد. صنعت ترصیع مخصوصاً نقره کوبی در تصاویر و کتیبه ها بسیار ترقی کرد، مثلاً در موزه ٔ ارمیتاژیک کتری مسی موجود است که خط کوفی روی آن نقره کوبی شده و در موزه ٔ تاریخ استکهلم (سوئد) جام نقره شکیلی وجود دارد که با نوشته تزیین شده و دسته ٔ آن را از مفرغ ساخته اند. کارهای مفرغی این دوره دارای اشکال متفرق و زیاد است بعضی محققان عقیده دارند که از بعضی جهات بافندگی در دوره ٔ سلجوقی بمنتهای درجه ٔ ترقی خود رسیده است پارچه هایی که از آن عهد بجا مانده نقشهاو طرحهای متعدد را نشان میدهد بعضی از این طرحها پرکار و پارچه ٔ دولا بافته شده . نوعی پارچه در این دوره ترقی کرد و آن مرکب از دو پارچه برنگهای مختلف بود که با یکدیگر بافته شده و گاهی این یک و گاهی دیگری روآمده تشکیل شکل و طرح میداده است . قسمی پارچه ٔ ابریشمی نیز دیده میشود که با تغییر نور تغییر رنگ میدهدو همچنین پارچه ٔ ابریشمی سبک و نازکی دیده میشود که روی آن طرح حیوانات و خطوط کوفی بسیار عالی نقش گردیده . نقشه های گچ بری اغلب عبارتند از طرح گل، نقوش اسلیمی و اشکال هندسی . گچ کاری این دوره معرف خوبی است از تزیین نمای دیوار یک اطاق در عهد سلجوقی . گچ بری محرابها شامل نقشهای مفصل و پرکار کتیبه هایی است که در اطراف محراب با گچ رو بقبله ساخته شده قسمت بالا و اطراف طاق نوک تیز طاقچه ای را حاشیه ای احاطه کرده و معمولا در قسمت بالا حاشیه ٔ بهتری با نقشهای درشت تر گچ بری شده است . دور طاق مرکزی و در حاشیه مستطیلی نقش گردیده و طرحها عبارت است از نقوش اسلیمی، نقش مو و برگهایی که سوراخ شده بشکل لانه ٔ زنبور درآمده است . معماری سلجوقی تقلید از معماری غزنویان یا دیگران نیست . بلکه دارای سبکی خاص و ابتکار و مظهر زیبایی است .بزرگترین و مهمترین آثار معماری اسلامی در ایران مسجد جامع اصفهان است . بدون شک قبل از سلجوقیان مسجدی در این محل بوده است اگرچه جزئیات ساختمان مسجد متعلق به ادوار مختلف است ولی عمل بزرگ آن عبارت است از قسمت بزرگ گنبددار سمت جنوب که خواجه نظام الملک در زمان ملکشاه سلجوقی آن را بنا کرده و گنبد و اطاق کوچک زیبایی در طرف شمال موسوم به گنبد خاکی که در ٤٨١ هَ .ق . بنا شد. این مسجد در سال ٥١٥ هَ .ق . دچار حریق شد ولی بزودی تعمیر گردید. از قرار معلوم در زمانی بین این تاریخ و آخر دوره ٔ سلجوقی مسجد دوباره با اسلوب چهار ایوانی بنا گردیده . شش قرن قبل از زمان نیوتن گنبد کامل از روی اصول ریاضی ساخته شده و این افتخار بزرگی است که نصیب معماران دوره ٔ سلجوقی میگردد.چندسال بعد از ساختمان گنبدهای مسجد جامع اصفهان مسجد سلجوقی بوسیله ٔ محمودشاه در گلپایگان ساخته شده که فقط اطاق گنبددار آن باقی مانده است ستونها و دیوارهایی که گنبد روی آن ساخته شده بسیار نزدیک بسبک ساسانی است و خود گنبد شبیه به گنبد بزرگ مسجد جامع اصفهان است . نمونه های دیگر معماری سلجوقی در مسجد زواره اصفهان (نزدیک اردستان )، مسجد اردستان، مسجد دماوند، مسجد جامع دیده میشود. (فرهنگ فارسی معین ).