سلجوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلجوق . [ س َ ] (اِخ ) ابن تقاق (دقاق ) جد خاندان سلجوقیان از رؤسای ترکمان وی و پسران و نوادگان او در جنگهایی که مابین سامانیان و امرای ایلک خانی و سلطان محمود غزنوی اتفاق می افتاد شرکت می جستند وی دو پسر داشته : داود و طغرل بیک (مؤسس سلجوقیان ) منسوب بدو سلجوقی است . (فرهنگ فارسی معین ).
سلجوق . [ س َ ] (اِخ ) نام یکی از اجداد سلاطین سلجوقیه بود که نسب او به افراسیاب میرسیده و طایفه ٔ سلاجقه سلاطین عظیم ایشان بوده اند. (آنندراج ). پدر کلان پادشاهان سلجوقی باشد. (برهان ). رجوع به سلجوقیان شود.