سلج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلج . [ س ُ ل َ ] (ع اِ) نوعی از صدف آبی و در آن چیزی باشد که میخورندآنرا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
سلج . [ س ُل ْ ل َ ] (ع اِ) گیاهی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).
سلج . [ س َ ] (ع مص ) فروبردن لقمه را بگلو. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بگلو فروبردن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). ◄ روان شدن شکم شتران از خوردن گیاه . (آنندراج ) (منتهی الارب ). ◄ بخشش . سجل مثله و هو مقلوب منه . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). بخشش . (منتهی الارب ).