واژه جو

سلطان زاده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سلطان زاده . [ س ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب، اِ) زاده ٔ سلطان . فرزند سلطان : هست لک لک بچه سلطان زاده ٔ گنجشککان لایق است این نام بر گنجشک و بر لک لک بچه . سوزنی .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی سلطان زاده | واژه جو