سلطان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سُ) [ ع. ] ۱- (اِمص.) تسلط، فرمانروایی. ۲- (اِ.) قدرت. ۳- حجت، برهان.۴ - (ص.) پادشاه.مترادفها و واژههای مرتبطامیر، پادشاه، خدیو، خلیفه، شاه، شهریار، فرمانروا، ملکسلطه، فرمانروایی، قدرتسروان، صاحبمنصبواژه قبلی: سلسله جنبانواژه بعدی: سلطان راندن