واژه جو

سلطنت کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سلطنت کردن . [ س َطَ ن َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پادشاهی کردن : هر سلطنت که خواهی میکن که دلپذیری در دست خوبرویان دولت بود اسیری . سعدی .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سلطنت کردن | واژه جو