سلمان ساوجی | دیوان اشعار | قطعات | قطعه شماره ۱۳۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای صاحبی که از شرف مدح ذات تو هر دم چو آفتاب ز موج سماروم چون جمله اهل فضل ز جود توشا کردند پس من شکسته دل ز جنابت چرا روم یا داد من بده به طریقی که دیدهام یاره به من نمای بگو تا کجا روم هر کس رضای خویش کند حاصل از کفت آخر روا مدار که من بیرضا روم واجب چنان کند بدین آب و این قبول یکبارگی به… وا روم