سلمان ساوجی | دیوان اشعار | قطعات | قطعه شماره ۱۶۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر که خواهد که بود پیش سلاطین بر پای همچو شمعش نگریزد ز ثبات قدمی ادب آن است که گر تیغ نهندش بر سر بایدش داشت زبان گوش ز هر نیک و بدی بعد از آن کارش اگر زانکه فروغی گیرد گو مشو غره که ناگه بکشندش به دمی