سلمان ساوجی | دیوان اشعار | قطعات | قطعه شماره ۸۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دین پناها کی روا باشد که خلق از مستزاد ملک و اسباب و زن و فرزند را مرهون کنند سخت میترسم ازین معنی که خاص و عام ملک از تو برگردند و رو با حضرت بیچون کنند از عوانان ممالک گردن یک تن بزن تا خلایق خرمی از خون آن ملعون کنند پادشاها از پی صد مصلحت یک خون بکن پادشاهان از پی یک مصلحت صد خون کنند