سلمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلمان . [ س َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن محمد مدت هشت سال دربغداد نحو و لغت نزد علی بن الدهان فراگرفت و در علم نحو بدرجه ٔ کمال رسید. از قاضی ابی طبیب طبری حدیث شنیده است . در اصفهان توطن کرده و در بغداد بتدریس علم نحو پرداخته است . او راست : تفسیر قرآن، کتاب در قراآت و قانون فی اللغة در ده جلد. ایضاح ابی علی فارسی و دیوان متنبی و امالی را شرح کرده و بسال ٤٩٣ یا ٤٩٤ هَ . ق . درگذشته است . (معجم الادباء ج ٤ ص ٢٤٦).
سلمان . [ س َ ] (اِخ ) ابن حسن قرمطی فرزند ابوسعید حسن جنابی است . رجوع به ابوطاهر جنابی و ابوسعید جنابی شود.
سلمان . [ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حسین آباد بخش شوش شهرستان دزفول . دارای ٣٥٠ تن سکنه است . آب آن از رودخانه . محصول آنجا غلات، برنج و کنجد. شغل اهالی زراعت است و ساکنین از طایفه ٔ عرب میباشند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).