سلمکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلمکی . [ س َ م َ ] (ص نسبی ) منسوب به آوازه یا نوایی است بنام سلمک : تا مطربان زنند لبینا و هفت خوان در پرده ٔ عراق و سرزیر و سلمکی . میزانی . گاه کوه بیستون و گنج بادآور زنند گاه دست سلمکی و پرده ٔ عشرا برند. حمیری . رجوع به سلمک شود.