سلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلو. [ س ُ ل ُوو ] (ع مص ) فراموش کردن . (غیاث ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). زایل شدن اندوه و عشق . (مصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). زایل شدن غم . (دهار). زایل شدن اندوه . (غیاث ). ◄ خرسند شدن . (غیاث ) (منتهی الارب ). خرسند و بی غم شدن . (ناظم الاطباء) : هم بر در مصطفی نکوتر انس انس و سلو سلمان . خاقانی .
سلو. [ س َل ْوْ ] (ع مص ) رجوع به ماده ٔ بعد شود.