واژه جو

سموات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سموات . [ س َ ما ] (ع اِ) رسم الخط عربی سماوات . ج ِ سماء، به معنی آسمان : آنرا بسموات مکان گشت ومر این را بر دست امیران و وزیرانش مکان است . منوچهری . آنانکه ریاضت کش و سجاده نشینند گو همچو ملک سر بسموات برآرید. سعدی . رجوع به سماء و سماوات شود.

معنی سموات | واژه جو