واژه جو

سم‌پاشی کردن

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

پاشیدن (سم)، آفت‌زدایی کردن، آفت‌کشی کردن شایعه پراکندن، شایعه‌پراکنی کردن، افترا زدن مشوب‌سازی کردن (اذهان)، مخدوش ساختن، بدنام کردن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سم‌پاشی کردن | واژه جو