سنان کش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنان کش . [ س ِ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ) سنان کشیده . سنان دراز : دیوان میغرنگ سنان کش چو آفتاب کز نوک نیزه شان سر کیوان زبان کشید. خاقانی . ◄ نیزه که سنان بر آن تعبیه کرده باشند. (آنندراج ) : گویند که بود تیر آرش چون نیزه ٔ عادیان سنان کش . نظامی . سنان کش یکی نیزه ٔ سی ارش به آب جگر یافته پرورش . نظامی .