واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۶۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر با فلکم کنی برابر بیشم عالم همه یک ذره نیرزد پیشم هرگز نمرم ز مرگ از آن نندیشم کز گوهر خود ملایکت را خویشم

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۶۹ | واژه جو