واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۸۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گفتم که مگر دل ز تو برداشته‌ایم معلوم شدای صنم که پنداشته‌ایم امروز که بی‌روی تو بگذاشته‌ایم دل را به بهانه‌ها فرو داشته‌ایم

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۸۸ | واژه جو