واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۹۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

راحت همه از غمی برانداخته‌ایم در بوته روزگار بگداخته‌ایم کاری نو چو کار عاقلان ساخته‌ایم نقدی به امید نسیه در باخته‌ایم

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۹۱ | واژه جو