واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۹۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

زان یک نظر نهان که ما دزدیدیم دور از تو هزار درد و محنت دیدیم اندر هوست پرده خود بدریدیم تو عشوه فروختی و ما بخریدیم

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۹۴ | واژه جو