واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۹۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

با خوی بد تو گر چه در پرخاشیم باری به غمت به گرد عالم فاشیم چون نزد تو ما ز جمله اوباشیم سودای تو می‌پزیم و خوش می‌باشیم

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۹۸ | واژه جو