واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۰۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

عقلی که خلاف تو گزیدن نتوان دینی که ز شرط تو بریدن نتوان وهمی که به ذات تو رسیدن نتوان دهری که ز دام تو رهیدن نتوان

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۰۴ | واژه جو