سنایی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۱۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
صحبت معشوق انتظار نیرزد بوی گل و لاله زخم خار نیرزد وصل نخواهم که هجر قاعده اوست خوردن میمحنت خمار نیرزد ز آن سوی دریای عشق گر همه سودست آنهمه نسود آفت گذار نیرزد این دو سه روز غم وصال و فراقت اینهمه آشوب کار و بار نیرزد روز شود در شمارم از غم جانان خود عمل عاشقی شمار نیرزد