سنایی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۹۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای پسر میخواره و قلاش باش در میان حلقه اوباش باش راه بر پوشیدگی هرگز مرو بر سر کویی که باشی فاش باش مهر خوبان بر دل و جان نقش کن سال و مه این نقش را نقاش باش کم زنان را غاشیه بر دوش گیر مجلس میخواره را فراش باش گر نداری رو ز درگاه قدر چاکر اینانج یا بکتاش باش میر میران گر نباشی باک نیست چون سنایی بنده یکتاش باش