سنایی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۳۱۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خیزای بت و در کوی خرابی قدمی زن با شیفتگان سر این راه دمی زن بر عالم تجرید ز تفرید رهی ساز در بادیه هجر ز حیرت علمی زن بر هر چه ترا نیست ز بهرش مبر انده وز هر چه ترا هست ز اسباب کمی زن جمع آر همه تفرقه خویش به جهدت بر ذات دعاوی ز معانی رقمی زن از علم و اشارات و عبارات حذر کن وز زهد و کرامات گذشته بر میزن از کفر و ز توحید مگو هیچ سخن نیز پیرامن خود زین دو خطرها حرمی زن چون فرد شدی زین همه احوال به تصدیق در شاهره فقر و حقیقت قدمی زن