سنایی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۳۲۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای باد به کوی او گذر کن معشوق مرا ز من خبر کن با دلبر من بگو که جانا در عاشق خود یکی نظر کن چوبی که ز هجر تو بود خشک از آب وصال خویشتر کن صد دفتر هجر حفظ کردی یک صفحه ز وصل هم ز بر کن ور نیک نمیکنی به جایم با من صنما تو سر به سر کن