سنایی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۳۲۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بند ترکش یک زمانای ترک زیبا باز کن با رهی یک دم بساز و خرمی را ساز کن جامه جنگ از سر خود برکش و خوش طبع باش خانه لهو و طرب را یک زمان در باز کن چند گه در رزم شه پرواز کردی گرد خصم گرد جام میکنون در بزم ما پرواز کن یک زمان با عشق خود میخور و دلشاد زی ترکی و مستی مکن چندان که خواهی ناز کن ناز ترکان خوش بود چندان که در مستی شود چون شوی مست و خراب آنگاه ناز آغاز کن ناز و مستی دلبران بر عاشقان زیبا بود ناز را با مستی اندر دلبری دمساز کن گر شکار خویش خواهی کرد جمله خلق را زلف را گه چون کمند و گه چو چنگ باز کن مهر تو گردنکشان را صید تو کرد آنگهی پادشه امروز گشتی در جهان آواز کن