سنایی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۳۵۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای شادی و غم ز صلح و جنگ تو وی داد و ستد ز سیم و سنگ تو ای آفت و راحت شب و روزم چشم و دهن فراخ و تنگ تو بر نافه مشک و باغ گل دایم حقد و حسدی ز بوی و رنگ تو عذر تو اگر چه لنگ من پیوست خرسند شدم به عذر لنگ تو خون جگرم چو نافه آهو از حسرت خط مشک رنگ تو