سنایی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۳۶۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گر خسته دل همی نپسندی بیار رو تیمار عاشقی ز رهی باز دار رو گر من گیاه سبزم و تو ابر نوبهار هل تا گیه بجوشد بر من بهار رو پس گر به رود جیحون غرقه شوم در آب غرقه بمان مرا تو و کشتی مدار رو ور من به یاد تو شوم از تشنگی هلاک هل تا شوم هلاک تو آبم میار رو گر در بهشت باقی و تنها تو میروی ما را تو دست گیر و به مالک سپار رو